محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
244
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
قياس « 1 » ( فلا تستعملوا الرّأي فيما لا يدرك قعره البصر و لا يتغلغل إليه الفكر ) هيچ انسان بزرگ و انديشمندى نيست كه چيزى را به دين خداوند منتسب كند و دليلى از خداوند يا تصور و فهمى از گفتههايش نداشته باشد و احكام را بر اساس تخيل خويش پيدا كند و آن را به دين نسبت دهد . چنين كسانى بر خدا دروغ مىبندند و از جمله آنها كسانى هستند كه به قياس عمل مىكنند . اينان حكمى را از روى توهم خويش ثابت مىكنند كه هيچ دليل مكتوبى از شارع درباره آن در دست نيست و نيز صراحتا به اين مسئله اعتراف مىكنند كه شارع هيچ دليل مكتوب دور يا نزديكى درباره آن نياورده است . معناى اين سخن آن است كه ايشان چيزى را به صورت مكتوب به شارع نسبت مىدهند كه خود شارع هم از آن خبر ندارد . . . از اين روى « قياس » را « نص غير مستقيم » ناميدهاند و نيز گفتهاند : قياس در مرحله چهارم پس از كتاب و سنت و اجماع مىآيد ؛ « 2 » يعنى كه قياس بر اصل استصحاب ، اصل برائت و ساير موارد در اصول علميه ، مقدم است و از لحاظ مرتبه ، همتاى قرآن و سنت است . من نمىدانم كه چگونه آن چيزى كه از آن سخنى نرفته است به آن چيزى كه از او
--> ( 1 ) . لازم است توجه داشته باشيم كه منابع اصلى شرعى نزد اماميه ، عبارتند از : ( كتاب خداوند ، سنت شامل روايات پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و امامان عليهم السّلام ، اجماع و عقل ) . نك : مطالعات مرتبط با قياس همچون اصول فقه نوشته شيخ محمد رضا مظفر ( 2 / 164 ) ، اصول فقه مقارن ، سيد محمد تقى حكيم : 301 بحث پنجم ؛ المحصول نوشته رازى : 28 و . . . ( 2 ) . شيعه اماميه حجيت اجماع را تنها به اين مىداند كه حاوى گفته يا كرده يا خشنودى امام معصوم عليه السّلام است و در غير اين صورت ، هيچ اعتبارى ندارد . نك : تقريرات فى اصول الفقه ، بروجردى : 285 ؛ الهدايه ، شيخ صدوق : 22 ؛ رسائل ، سيد مرتضى : 1 / 11 ؛ . . . .